۱۳۸۹ دی ۲, پنجشنبه

گودر

تا چند وقت پیش خواندن گوگل ریدر به صورت روزانه و دنبال کردن آن ها که پیرو (Follower) آن هستم، از الزامات درونی شده ام بود، و اگر روزی به اینترنت دسترسی نداشتم و گودر نمی خواندم، احساس بدی داشتم. اما به تدریج دیدم که با نخواندن گودر چیز زیادی هم از دست نمی دهم و به جای پیرو محض بودن، باید پیروی را هم مدیریت و عقلانی تر کرد. 
این نوشته در مورد گودر را پسندیدم و به نظرم نقد خوبی در نحوه استفاده از گودر است. (لینک مطلب)

۱۳۸۹ آذر ۳۰, سه‌شنبه

عقلانیت و شهادت

در مطلب قبلی در مورد محرم عرب ها، موردی از مشاهدات مراسم سنی ها نوشته بودم. در ادامه سخنرانی دکتر سروش را که در شب عاشورای امسال انجام شده است، گوش دادم. سخنان خوب و پرمایه و پر از مطالب آموزنده برای من بود. به دلیل عدم احتمال دسترسی، فایل را در اینجا جهت دانلود می گذارم و البته گوش دادن به آن را پیشنهاد می کنم. 

۱۳۸۹ آذر ۲۴, چهارشنبه

محرم عرب ها

دو تا همکلاسی عرب داریم یکی از عربستان و دیگری از اردن. امروز به من می گفتند که می دانی تاسوعا و عاشورا چیست؟! بعد من با تعجب پرسیدم که مگر برای شما این روزها مهم هستند. گفتند که بله خاندان رسول خدا فدا شدند و برای ما خیلی مهم است!! سوال بعدی این بود که آیا شما در این روزها در ایران روزه می گیرید؟ گفتم نه و در دلم گفتم که همانا روزه گرفتن در روزهای تاسوعا و عاشورا یکی از بزرگترین محرمات در استفاده از نذری و خورشت قیمه است و خودم هم کسی را نمی شناسم که بخواهد روزه بگیرد. 
بعد از کلاس امروز در دانشگاه بودم که دیدم چند جا آگهی به زبان عربی زده اند و برای روزهای تاسوعا و عاشورا دعوت به افطار در ساعت 4 بعد از ظهر کرده اند. (ساعت مغرب سنی ها در برلین این روزها 4 عصر است و شیعه ها 4.5)

۱۳۸۹ آذر ۲۳, سه‌شنبه

آن چه از سیدنی دیدم- 5

برنامه های تلویزیونی استرالیا

برنامه هایی که در تلویزیون استرالیا دیدم، برنامه های پرمحتوایی نبود. تعداد کانال های تلویزیونی زیاد نبود و به نظرم حدود 15 شبکه داشتند که محتوای برنامه ها؛ مسابقه های تلویزیونی، تعقیب و گریز افرادی که با سرعت زیاد رانندگی می کردند و پلیس آن ها را متوقف می کرد و دلایل سرعت زیاد را می پرسید (مشابه این برنامه در تلویزیون ایران هم هست)، فیلم های قدیمی امریکایی، مسابقات گلف و چیزهایی شبیه به این حوزه ها بود. معمولا در روزهای شنبه و یک شنبه شب، تلویزیون فیلم های خوب پخش می کرد که هر 10 دقیقه یک بار به مدت 5 دقیقه تبلیغات پخش می کرد. 
برنامه های تبلیغ هم غالبا بی محتوا و به عبارتی چرت بود، و از این منظر شباهت زیادی با تبلیغات بازرگانی تلویزیون ایران داشت. از دوستان ایرانی مقیم سیدنی شنیدم که ماهواره ها، استرالیا را در برنامه های تلویزیونی پوشش نمی دهند و برنامه های BBC و CNN به عنوان شبکه های فراگیر در دنیا، در استرالیا در دسترس نبود. 
ورود اقلام خوراکی و خیلی از چیزهای دیگر توسط مسافران به استرالیا ممنوع است و سخت گیری خیلی زیادی در بازرسی وسایل شخصی اعمال می شود. مشاهده نحوه این بازرسی ها و رفتار مسافران سرگرمی مردم استرالیاست و تلویزیون برنامه هایی در این مورد پخش می کرد. 

برداشت از زندگی

در طی دوران زندگی، معمولا 15 تا 20 سال اول زندگی جسم به کمال می رسد و به طور متوسط 50 سال بعد فرصت تکامل روحی و معنوی است. 

۱۳۸۹ آذر ۱۷, چهارشنبه

تفاوت تدریس در آلمان و ایران

این روزها دو اتفاق همزمان رخ داد که هر دو از یک جنس بودند و مقایسه آن ها تفاوت تدریس را در آلمان و ایران برای من مشخص تر کرد.
در رویداد اول چند ماه پیش 4 نفر از دانشجویان صنایع شریف مراجعه کردند و برای انجام پروژه درس اصول مدیریت اطلاعات می خواستند. اطلاعاتی از قبیل شرکت های زیر مجموعه شرکت و می گفتند اگر در پروژه نیاوریم استاد نمره نمی دهد؛ یا گروه های غیررسمی که وقتی پاسخ گرفتند در شرکت ما این ها را نداریم گفتند ما حتما باید بیاوریم و اجازه گرفتند که بنویسند گروه کوه یک گروه غیررسمی در سازمان است تا نمره پروژه را بالاتر ببرند؛ یا این که لیست کمیته های شرکت، تعداد کارگر، تعداد سرکارگر، تعداد کارمند را می خواستند.
در رویداد دوم، همسر گرامی که در آلمان دانشجوی رشته غیرمدیریت است، درس اصول مدیریت را دارد، می گوید که استاد درس گفته به عنوان پروژه لیست آموزش های مورد نیاز کارکنان در زمان تغییر سازمان را تهیه کنید.

وقتی این دو را در کنار هم می گذارم، بخشی از علت عدم پیشرفت علم مدیریت را ایران را می توانم معلول همین رویکردهای تدریس بدانم. وقتی که آن گروه دانشجویان آمدند و برایشان گفتم که من هم روزگاری این درس را گذرانده ام و برایشان سرفصل های جزوه درس را که در یاد داشتم، توضیح دادم، همگی متوجه شدیم که سرفصل های درس نسبت به 10 سال پیش هیچ فرقی نکرده و تازه 10 سال قبل من می دانستم که این سرفصل ها از 15 سال قبل هم تدریس می شده یعنی از 25 سال پیش تا بحال همان درس با همان کیفیت در کلاس تدریس می شود.

۱۳۸۹ آذر ۱۲, جمعه

آن چه از سیدنی دیدم- 3

زبان دوم در سیدنی

جمعیت استرالیا حدود 22 میلیون نفر است + و به دلیل مهاجر پذیری استرالیا، جمعیت چینی ها در بین مهاجران بیشتر است. قیمت های بالا در استرالیا برای محصولات ارزان چینی بازار خیلی خوبی ایجاد کرده است و تقریبا همه فروشگاه ها مملو از اجناس چینی است. حجم بیزینس بالا با چینی، این اقلیت را در بین سایر ملیت ها و هم زبانان، قدرتمند از بقیه کرده است. در فرودگاه ها، بانک ها، فروشگاه ها و ... زبان اول انگلیسی است و زبان دوم چینی است و تابلوها و نوشته های چینی همه جا دیده می شود. حتی در فرودگاه ها، فردی که اطلاعات پروازها را اعلام می کرد، پس از زبان انگلیسی، به چینی اعلام می کرد. 

۱۳۸۹ آذر ۱۱, پنجشنبه

آن چه از سیدنی دیدم- 2

سیدنی شهر نه چندان مدرن 

سیدنی از نظر استاندارد زندگی در رتبه بالایی در بین سایر شهرها قرار دارد، اما چندان مدرن هم نیست. شهر یک مرکز اصلی دارد که به آن سیتی می گویند و مرکز تجارت و بیزینس است. بناهای زیبا مانند سالن اپرای سیدنی و هاربور بریدج در این منطقه قرار دارد. علاوه بر آن کلی برج و ساختمان جدید در سیتی ساخته شده است. از سیتی که خارج می شوی، خیلی از ساختمان ها قدیمی است. خانه های یک طبقه قدیمی که طول آن به اندازه یک خودرو است و عرض چندانی هم ندارند، زیاد دیده می شود. برخی از جاهای شهر در حال ساخت و ساز برج های مدرن بودند اما تعداد آن ها به نسبت کم بود. هر قدر که از سیتی دور می شوی و به سمت اطراف شهر می روی، شکل خانه ها از آپارتمان به خانه تبدیل می شود. اما در این میان محله هایی را می بینی که مانند بافت های فرسوده جنوب تهران است. حتی صحنه های کابل های برق آویزان که به صورت درهم تنیده بودند هم دیدیم. در یک نگاه چند روزه از منظر میزان مدرن بودن، سیدنی چیزی بین تهران و شهرهای آلمان است.

سالن اپرا
پل معروف سیدنی- هاربور
منطقه سیتی

۱۳۸۹ آذر ۹, سه‌شنبه

آن چه از سیدنی دیدم- 1

حدود یک هفته در سیدنی بودیم. دنیایی متفاوت با همه جاهایی که تا بحال دیدم. استرالیا جایی است که گویی ته دنیاست و از همه جا دور است. اختلاف ساعت 7.5 ساعت با تهران و 10 ساعت با برلین دارد و فصل هایش نیز نقطه مقابل نیم کره جنوبی است.در این جا مشاهدات و برداشت هایم را در مورد سیدنی می نویسم.

سیدنی شهر گران
استرالیا در مقایسه با اروپا و ایران خیلی گران است، از نظر استانداردهای زندگی در این چند ساله همیشه جزو 10 شهر اول دنیا بوده است اما بسیار گران است. مثلا اجاره یک آپارتمان 80 متری 2 خوابه نوساز، ماهانه 1900 یورو است، یا اجاره یک سوئیت ماهانه حدود 1300 یورو است. پرداخت اجاره ها به صورت هفتگی است و توافق برای اجاره منزل نیز به همان صورت هفتگی انجام می شود.
هزینه زندگی به طور کلی بسیار بالاست و برای یک زندگی متوسط رو به بالا ماهانه باید حدود 3000 یورو هزینه کرد. در مقابل درآمدها نیز بالاست. حقوق یک مهندس سالانه بین 80 هزار تا 140 هزار دلار استرالیاست (60 هزار تا 100 هزار یورو) که به صورت خالص حدود 6 تا 9 هزار دلار استرالیا دریافتی خواهد بود. 
با این وضع هزینه و درآمد، اگر درآمد داشته داشتی برای زندگی جای خوبی است و اگر کاری نداشته باشی و بخواهی از جیب بخوری، طی چند ماه هر چه داری از دست خواهی داد.

قهوه واقعا تلخ

از سریال قهوه تلخ تا بحال قسمت های 11 تا 18 را دیده ام. نه کارشناس رسانه ام، نه چیزی در این زمینه ها می دانم، اما به عنوان مخاطب دریافت من از این سریال، چیز جدیدی نبوده است. این سریال یک ورژن نازل از سریال شب های برره است.
در هر قسمت یک نفر هست که 4 تا 10 بار عبارت پدر سوخته و ... را تکرار می کند، چند خانم به هم فخرفروشی و حسودی می کنند، حرف های ابله ها زده می شود و داستان تمام می شود. حالا ممکن است که چندتایی هم جمله معترضه یا طنزمعنا دار در آن گفته شود که به نسبت کل زمان سریال چیزی نیست. در مقام مقایسه این سریال هم چیزی شبیه به اخراجی هاست که بازه ای از تاریخ ایران را به سخره گرفته و روایتی هزل گونه برای شاد کردن مخاطب ارائه می کند و همانطور که اخراجی ها پرفروش شد، این سریال هم پرفروش خواهد بود. بدترین جای سریال به نظرم تصویر همان مسوول امنیه است که دائما فحش می دهد و مستشار را تحقیر می کند و مخاطب از فرط بلاهت ایشان باید بخندد و لبخند بزند و این هم باز روایتی قریب از همان داستان اخراجی هاست.
فروش خوب سریال نشان دهنده نیاز بازار است که تشنه محصول جدید است و شاید خلاصی از صدا و سیما و شاید به دنبال ذره ای خنده! هر چه هست بازار کشش دارد و سرمایه گذاری در این بازار، درآمد خوبی برای سرمایه گذار خواهد داشت.

۱۳۸۹ آبان ۲۰, پنجشنبه

کلاس آشنایی با فرهنگ ها

روزهای اول شروع درس خواندن در برلین، کلاسی داشتیم به نام Inter Cultural Training که هدف آن آشنا کردن دانشجویان با فرهنگ های مختلف و شیوه های رفتاری و مدیریت کردن تضادهای احتمالی بود. مثلا مقایسه صریح بودن و مبهم بودن بین غربی ها و شرقی ها و یا پذیرفته سلسله مراتب در غربی ها و شرقی ها. نکات جالبی در کلاس طرح شد و در انتهای کلاس استاد مربوطه، طرح های یک خانم چینی به نام Liu Young در توصیف فرهنگ های شرقی و غربی را نمایش داد. این طرح ها قدیمی هستند اما برای وصف گونه های رفتاری، گویا و کاربردی هستند. 
نمونه این طرح ها در این لینک در دسترس است. (قرمز نماد شرقی و رنگ آبی نماد فرهنگ غربی است) +

۱۳۸۹ آبان ۱۹, چهارشنبه

وقت گذرانی برای اینترنت

این ترم درسی داریم به نام آمادگی برای انجام پروژه در شرکت ها. رویکرد این درس استفاده از ابزارهای جدید برای انجام پروژه است. استاد محترم ما می گفت به جای این که بنشینید و ساعت ها وقت به چرخیدن در فیس بوک و گوگل ریدر بگذرانید، سراغ ابزارهای جدیدی که در گوگل است بروید (مانند گوگل آنالیتیکز) و ایده های جدید بدهید تا بتوانید پول دربیاورید. می گفت با این همه وقت گذارانی پای اینترنت، در نهایت آدم های سطحی می شوید که دانش و مهارت شان هیچ عمقی ندارد.